آذر ۱۵، ۱۳۸۹

کلید های آبی برای قفل های قرمز

مواقعی هست که آدم بخاطر خودش قدمی برنمیداره... ولی بخاطر دیگری چرا!

۵ نظر:

  1. من خیلی شرمنده ام که این رو می گم
    اما
    واقعا خوش به حال اون کسی که تو براش قدمی برداری
    بوسس
    راستی
    من چند وقتی هست که نمی تونم از طریق /// باهات در تماس باشم
    دلیلش رو نمی فهمم
    شاید /// رو یکی دیگه کنترل می کنه
    شاید هم یه مشکل خیلی عادی هست
    بوسس

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام
    نمیدونستم اینجایی..
    بیهوده عمر سپری میکنم

    پاسخ دادنحذف
  3. شوالیه خودش اینطور فکر نمیکنه خب.. البته اشکالی هم نداره (چرا شرمنده حالا!؟)
    و... یعنی چی که یکی دیگه کنترل میکنه!؟.. خیلی ترسناک بود ها!
    سلام جواد
    خب اگه میدونستم که میخونی زودتر میگفتم که اینجام
    عمر بهرصورت سپری میشه... ولی درمورد بیهودگیش کی باید قضاوت کنه؟... اصلا چطور بگذره بیهوده نیست؟

    پاسخ دادنحذف
  4. من خودخواه و قاتل تر از این حرفام که بخوام جملتو درک کنم
    و واقعا خوشبحال کسی که تو براش قدمی برداری

    پاسخ دادنحذف
  5. ترور جان.. اگه تو قاتل و خودخواه باشی پس قاتلها و خودخواهها چی میشن!؟.... یادم هست که تو وبلاگت یه چیزایی خوندم که ثابت میکنه خیلی مهربون و از خودگذشته ای... شاید الان به اون کارات بگی بچگانه ولی بهرحال احساست بوده.
    مرسی

    پاسخ دادنحذف