یاد "مردانه ها" افتادم.... آرش و آویک
اولین وبلاگ هم/ج.نسگرایی که خوندم... و شاید جذابترین.
حیف که نویسنده اش ادامه نداد.. هرچند ته دلم احساس میکنم که آخرشون جدایی بود.
..
.
میخوام پی نوشت بذارم... ولی هر چی بنویسم اونی نمیشه که تو ذهنم ه.. پس بیخیالش!
انگاری همین دیروز بود !!! یا من خیلی سنم زیاده
پاسخ دادنحذف-------------------------
تو یادت ه اونها رو؟.. میدونم یادت ه.. تو هم همون موقع فالش رو شروع کردی
من کامنت گذاشتم؟ یادم رفت! ببینم توهم تا تاید نشه کامنت رو نشون نمیدی؟ به این میگن دمکراسی؟ نمی دونم والا... .
پاسخ دادنحذفراستی من صدام مثل ذهنم به سنم نمیاد، 10 سال از خودم جلو تره. ولی صورتم میگن بیبیه. حالا اگه یه روز جور شود ما بلاگی ها دور هم جمع شیم و تصویر واقعی از هم بسازیم. فکر کن... یه گله گی و ترنس و لز و بای بلاگ نویس پرمدعااااااااااااااا!
آهاااا یادم اومد می خواستم چی بگم. البته اینو هنوز با همسرم در میون نزاشتم ولی:
از اونجایی که کاپل با کاپل دعوا کند، ابله ها باور کنند. من حتما اگر مساله ای بین خودم و همسرم پیش بیاد رو روی بلاگم می گم. پنهان کردن مشکل همیشه باعث خراب تر شدن اوضاع میشه. حالا مشکل هرچی باشه. اگرچه همیشه عامل خارجی کمک به وحدت دو یاری که بیش از یک سال با هم هستند نمی کنه، اما به نظرم توی دعوای دوتا کاپل خیلی کمک میکنه. امید وارم همه بچه ها انتخاب های درستی داشته باشند و خوشبخت و باحال به هم زندگی کنند و یادشون باشه...
کاپل با کاپل دعوا کند، البه هان باور کنند.
----------------------
من کاملا دمکراتم!... نه ایمیل میخوام.. نه آدرس... تازه تایید کردن هم نمیذارم. شایان جان چند صدم ثانیه تحمل کنی کامنتت رو میبینی.. خب مثل اینکه تو کامنت بعدی دیدش.. بخیر گذشت! (نیشخند)
من خیلی با این دورهم جمع شدن موافقم.. حالا موقعیتش پیش اومد من پایه ام.
پنهان کردن مشکلات یعنی به روی خودتون نیوردن (فقط شامل شما دو تا). اینکه به کس دیگه ای نگی پنهان کردن نیست. بنظر من تو مشکلات زوجها پای نفر سوم یا بیشتر! نباید وسط بیاد. تو اگه مایلی که مشکلاتتون رو روی بلاگت قرار بدی باید در مواردی باشه که حل کردنش از توانتون خارج باشه و بعد با موافقت همسرت هم باشه. (این نظر شخصی البته)
منم باور نمیکنم.. زوجها دعوا میکنن ولی یه ساعت بعدش قربون صدقه هم میرن!
ای ول دمکرات! کامنتم پرید بالا حا کردم :D
پاسخ دادنحذف---------------
:D
ای بابا؛ همیشهء خدا باید به آخرش هم فکر کنیم؟
پاسخ دادنحذف------------------------
نه..... اینطوری شاید بهتر باشه
من این وبلاگ رو نخوندم..اما خب از این دست وبلاگ ها زیاد هستن که راهشون رو برای ابدی شدن ادامه میدن..!
پاسخ دادنحذفیوسف
---------------------------
این وبلاگ حدود سه-چهار سال پیش تعطیل شد.
ولی تو مطمینی که تعطیل کردن یعنی ادامه دادن!؟
سلام اولين بار بود كه به وبت اومدم اما پشيمون نشدم كارتو بلدي بازم مي خونمت .نوشته هات ارزش خوندن رو داره. من لينكت كردم.
پاسخ دادنحذف----------------------
سلام
خیلی ممنون که نوشته هام از نظر شما ارزش خوندن دارن.
از لینک هم مرسی.. منم شما رو لینک میکنم.
یه وبلاگ هم بود به نام a queer diaries
پاسخ دادنحذفنویسنده اش هم اسم مستعارش روزبه اتحاد بود.
خیلی شخصیت خودش و وبلاگشو دوست داشتم.
متاسفانه دیگه ننوشت و نمیدونم چرا
----------------------
اسم نویسنده یه جورایی برام آشناست (مطمین نیستم) .
یکی از موارد منفی محیط مجازی همین ه.. که وقتی کسی میره.. دیگه نمیشه
پیداش کرد.
عزیزم
پاسخ دادنحذفباز فیلتر شدیم
ولی
حتما ادامه می دیم
متاسفانه من اسم ها رو یادم نمی مونه
مردانه ها
چیزی به خاطرم نیست
حتما خوب بوده که یادِ کسی مثل هاملت مونده
بوسس
-----------------------------
سنگ ه روده یه خرمگس جان
مثل اینکه وردپرس کلا تو ایران فیلتر ه.. باید یه جای دیگه نقل مکان بفرمایی!
وبلاگ مذکور............ خب.. خوب بودنش که خوب بود.. طرز تعریف کردنش.. احساساتشون.. ولی یه نکته داشت این وبلاگ... اونم اینکه طرف احساس نویسنده وبلاگ ارمنی بود.
بوس
هاملت عزیزم
پاسخ دادنحذفببخشین که هنوز نتونستم جواب بدم
به نظرم
کل هنر ایران به ارامنه مدیونه
بوسس
-------------------
خواهش میکنم موکت؟!!!!!!! عزیز (تو این اسما رو از کجا میاری!؟)
کل که خیلی دیگه........... ولی با قسمتی از هنر موافقم... و خب همینطور هم بوده!
بوس
راستی منم باید اثاث کشی کنم به یه جای دیگه... فکر کردم برم بلاگر
خب وقتی اون ها وبلاگشونو به هر دلیلی تعطیل میکنن باز امثال ما هستن که این راه رو ادامه بدن..پس تعطیل شدنی نیس و این راه ادامه خواهد داشت.. :-)
پاسخ دادنحذفیوسف
--------------------------
آها.. خب از این جهت کاملا حق با تو ه.
[...] طعم زندگی: گره 2010/06/16 بدست 5pesar پیوند به منبع [...]
پاسخ دادنحذفعزیزم نمی دونم که رفتی جای دیگه یا نه
پاسخ دادنحذفمن اینجام
اما
این که می گم کل اغراق نیست
توی شرایطی که اسلام به شدت سرکوب می کرد هر هنری رو
ما مدیون ارامنه بودیم برای هنر
و شاید
اگه این رو از هر اهل هنری بپرسی تایید کنه
بوسس
راستی
اگه جای جدیدی رفتی خبرم کن