میخوام بنویسم این روز یادم نره که از این به بعد تو هستی که بهم انگیزه میدی... بودی ولی حالا انگار ازت اجازه دارم که امیدم باشی.
باهم یا بی هم... جدا بودن نمیتونه گرمی دوست داشتنت رو سرد کنه. شاید این جدایی برای همیشه باشه... ولی بازم برام نزدیکتر از پوست تنمی. جوری تو وجودم خونه کردی که فقط دونستن اینکه میتونم دوستت داشته باشم بهم قدرت جنگیدن میده... جنگیدن با همه فاصله ها.. با هر جن/سش.
.
...
.
....
..
پ.ن: نگران نباش..... من منطقی تر از اینم که بخوام چیزی رو خراب کنم.
پ.ن2: دیدی که چه زود آپ شدم.... منتظر بودم.. آخه تو تب صبور نیستم
.
پ.ن3: مه جان تو که غریبه نیستی دوست جونم
.
پ.ن4: از همه دوستانی که فراموشم کردن کمال تشکر رو دارم!! D:
به به به .. هملت عزیز .. چشم ما با جمال شما روشن ..
پاسخ دادنحذفکلک سرت پیش از ما بهترون گرم بود که حتا به بلاگ خودتم نمی اومدی ؟ ;-)
خوشحال شدم برگشتی ..
اوهوم .. من که اصلن تو رو الانشم یادم نیست .. ببخشید شما ؟ :))
آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت
پاسخ دادنحذفعمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت
..بلاخره باهمین یا بی هم؟! :دی
پاسخ دادنحذفیوسف
يادت بوديم..
پاسخ دادنحذفكيا
وقتی خونه آدم راه می ره
پاسخ دادنحذفو یه کم هم تنگه
هیچ چی برای آدم
البته اگه آدم من باشم
لذت بخش تر از این نیست که
توی اوج ناامیدی بیاد ببینه که تو آپ کردی
نارک شاه
بوسس
خوشحالم از خوشحالیت
پاسخ دادنحذفسلام حسین عزیز!
پاسخ دادنحذفاز شما بهترون کیا هستن!؟ مگه از شما بهتر هم هست!؟!؟ مرسی پسرم ولی تو که منو یادت نیست... پس واسه چی خوشحال شدی!!
مرسی هیراد جان
یوسف جان... باهم بودنمون ابدی ه... بی هم بودنمون غیر ممکن.
کیای عزیز مرسی
خب مه جان... چی بهت بگم آخه!.. اینم شد اسم. اینطوری پیش بری اسم بعدیت یا اعدام یا خودکشی یا قاتل!!!! نارک یه شوالیه میخواد و ازت خواهش داره که اسمت شوالیه باشه. من رسما تو رو شوالیه خودم کردم.. انتظار دارم اطاعت کنی! بوس
بهبد عزیزم خوشحال بودن تو از خوشحالی من نهایت لطفا و مهربونیت رو میرسونه (میدونی که من اهل تعارف الکی نیستم)
.
پی نوشت جواب کامنتها: من باز یادم اومد که از بلاگر متنفرم!
سلام عزیزم...
پاسخ دادنحذفدلمون برات تنگ شده بود...
هملت نازنینم
پاسخ دادنحذفما که همه جا هستیم
تو هم که می دونی من به یادتم
منم بعضی وقتها فکر می کنم دیگران فراموشم کردن اما اینطور نبوده
سارنگ رو خبری ندارم ازش
توی فیس بوکم یه نفر هست به اسم سارنگ
می تونی اونجا ببینیش توی لیست دوستانم
خوش باشی نازنینم
یوسف... پسر خیلی وقت ندیدمت... دلم برات تنگ شده بود... برای کنفرانسها هم!!!
پاسخ دادنحذفواراند عزیزم... میدونم تو هیچکس رو فراموش نمیکنی.. منم.. منم یاد تو و همه بودم.
لیست دوستای فیست رو دیدم.. سارنگ نبود.
to gether 4 ever
پاسخ دادنحذفاول برای پی نوشت سوم:
پاسخ دادنحذفعذر من برای کامنت نگذاشتن کاملا موجه است!
اما من فراموشت نکردم. دیدم تو اف بی تایید فرمودین دوستی ما رو!
بوووووووووووووووووووووووووس
بابا عاشق! داری دل بری می کنی؟ آره؟ می بینم ریشت گرو مردمه هاااااا!
پاسخ دادنحذفبووووووووووووووووووووووووس
راستی، سلام!
پاسخ دادنحذفآها!!!! اصلا تو منو یادت رفته. می دونی چند وقته کامنت نگذاشتی؟
پاسخ دادنحذفبچه پررو
برای سوم.. چرا برای تو موجه!؟
پاسخ دادنحذفدوم...
سلام
شایان! پسرم!... من برات کامنت گذاشتم.. وقتی یه سر به وبلاگت نمیزنی آخه چرا با آدم دعوا میکنی.. ها!؟
تو رو هم اصلا یادم نرفته.. تنها کسی هستی که صداش رو شنیدم!!