اردیبهشت ۱۹، ۱۳۸۹

بهار سردی ه... گاهی



.

.... (

..............................................

......................................................) ..........

اووممم.... ولی من این رو نمیخواستم بگم که... میخوام یه جریان بی مزه تعریف کنم.

خب... مدتی پیش یعنی درست شب قبل از عید پاک... تو پارکینگ یه فروشگاه تصادف کردم. تصادف که نه.. فقط یه برخورد کوچولو بود. اوه اول یه نکته.. کلا از رانندگی متنفرم.. ولی اجبار ه.. اگه نخوام باید تمام روز تو خونه بمونم.. چون اینجا وسایل نقلیه عمومیش در حد بدردنخوری ه. مترو که نیست (مترو فقط در محدوده مرکز شهر ه).. تاکسی هم که نیست (فقط بصورت آژانس.. اونم گرون!).. اتوبوس هم که نیم ساعت یه بار.. بیشتر مواقع هم دیر میکنه (راست میگم.. هیچوقت سر وقت نمیاد!)... خب فقط میمونه ماشین شخصی. البته اگه کسی همرام باشه رانندگی رو میندازم گردن اون. داشتم میگفتم... چون از رانندگی خوشم نمیاد رانندگیم هم تعریفی نداره... مخصوصا پارک کردنم (از این نظر کاملا شبیه دخترام) چقدر بدم میاد از پارک کردن تو جاهای تنگ... آخ متنفرم از این کار. پارکینگ اون فروشگاه هم خیلی تنگ ه.. انگار قحطی زمین بوده... شیبدار هم هست دیگه هیچی. تو سراشیبی پارک کرده بودم.. قربونش برم اونقدر هم شیبش زیاد بود که بدون گاز بیرون نمیومد. یه کوچولو گاز دادم... داشتم پشت سرم رو هم چک میکردم ها.. ولی نمیدونم چطور شد ماشین پشتی رو ندیدم.. یه دفعه بنگ. دلم ریخت... اومدم پایین دیدم زدم به بغل یه تویوتا... ولی هیچی هم نشده بود... یعنی خیلی کم. من که از تعمیر و خسارت  و اینجور چیزا زیاد سرم نمیشه ولی بنظر خودم خسارتش در حد دویست-سیصد دلار بیشتر نبود. راننده که یه خانم میانسال بود اومد یه نگاهی کرد.. گفت پارک کن بیا ببینیم چیکار کنیم. هیچی دیگه کارت و بیمه رو برداشتم رفتم. اون خانم بیمه و بیزینس کارتش رو داد.. و بله خانم.. دکتر روانشناس تشریف داشتن. من مدارک خانم دکتر رو گرفتم بعد مال خودم رو که دادم بهش گفتم اینکه چیزی نشده.. بیا اصلا به بیمه گزارش ندیم.. خودم ماشینت رو درست میکنم (واقعا هم به گرفتاریش نمی ارزید) اونم گفت باشه. مدارک منو پس داد و ازم فقط یه شماره تلفن و ایمیل آدرس گرفت و گفت که برای تعطیلات میره شهر دیگه.. بعد از اون.. روز دوشنبه تماس میگیره.. یعنی دو روز بعدش. بعد هم رفت. مدارکش هم موند پیش من.

حالا... خانم جین محترم که خودش زنگ نزد هیچ... من هم هر چی میل میزنم.. زنگ میزنم.. جواب نمیده. خب بابا جون ه من.... فهمیدم بیخیال شدی... بخشیدی... خیلی خیلی خیلی ممنون...... ولی خب حداقل بیا کارت بیمه ات رو پس بگیر!.. من اینو چیکارش کنم آخه!؟.. بامزه است.. به این میگن تصادف ناشی ها. اون شب هم با اینکه من مقصر بودم اون داشت منو دلداری میداد. اولش که فکر کرد احتمالا باید از اون!! راننده های تینیجر (معمولا سربه هوان) باشم (میدونم چون بعدش پرسید چند سالته فرزندم!؟ وقتی گفتم.. گفت نه بابا!!)... هی میگفت عزیزم مهم نیست.. اشکالی نداره... یکم هم شوخی کرد. آه.. عجیبه ها. فکر میکنم اصلا بطور کل جریان رو یادش رفته.. حتی فراموش کرده که کارت بیمه نداره. شاید دیگه باید برم مطبش. البته تا دو ماه و نیم دیگه مدت بیمه اش تموم میشه... بعد هم کارت جدیدش رو میگیره و مشکلی نیست.. فقط اگه تا اون موقع احتیاجی بهش پیدا نکنه.

احتمال میدم اینبار به خیر گذشته باشه... ولی امیدوارم دیگه پیش نیاد. اگه منو از رانندگی معاف کنن.. خیلی خوب میشه. اصلا.... آخه اینم شد شهر!؟.. رانندگی اجباری دیگه یعنی چی؟... شهر باید مثل نیویورک باشه... راحت... فقط بگی "تاکسی". یه چیزی دیگه هم هست.. این بار دوم بود که اینجوری به یکی میزدم. اون یکی تو پارکینگ کالج بود.. اووم.. پارکینگ کالج اصلا تنگ نیست.. خب ربطی نداره.. اونی که بهش زدم ماشینش خیلی کوچولو بود.. ندیدمش. راننده اش یه پسر خوش اخلاق بود.. اصلا نیومد نگاه کنه که چی شده. گفت نگران نباش.. طوری نیست!.. دیگه فعلا همینا.

دلهره گرفتم.. فردا چطوری برم سر کار؟

۱۵ نظر:

  1. آره پسر ، اصلن نگران نباش .. یه سپر و دوتا چراغ جلو و کاپوت و کلن موتور و رادیات با خلفات اضافه که قابلتو نداره .. برو خوش باش ، همه چیز امن و امانه .. :-))
    موقع ای هم که عصبانی میشی خودتو کنترل کن . .عصبانیت نداره ، خیلی ریلکس فقط به طرفت نگاه کن ، بعد یکی بخوابون تو فکش .. همین ..
    ضمنن اگه از من می شنوی کار رو بی خیال شو .. جون مردم مهمتر از کاره :-))

    ------------------------------
    از آخر... دیر دیدم.. رفتم سرکار ولی........... گفتم رسوندنم!
    حالا اینایی که گفتی قابل منو نداره فرقی نمیکنه مال هوندا باشه یا مرسدس؟!
    مرسی عزیزم... خوشم.. یا لااقل سعی میکنم باشم

    پاسخ دادنحذف
  2. :-)) این سیستم هم عجب شکلکایی واسم انتخاب می کنه ..

    ---------------------
    شکلک های بامزه

    پاسخ دادنحذف
  3. وای منم از رانندگی خوشم نمیاد..خوشبختانه اینجا وسایل حمل و نقل عمومی زیاد پیدا میشه و از این بابت مسله ای نیس!..اما خدا نکنه تصادف بشه که دو نفر به قصد کشت به جون هم میفتن و تا قرون آخرشو از حلق هم بیرون میکشن!!

    یوسف

    -------------------------
    فکر نمیکردم یه همدرد پیدا کنم چون همه خودشون رو برای ماشین میکشن... آخی احساس خوبی بهم دست داد.
    راستش یوسف جان اینجا همه آرزو دارن یکی بهشون بزنه!!!.. هاهاهاها

    پاسخ دادنحذف
  4. تیتر چه عجیب بود
    سه نقطه همیشه می شه جاش همه چیز گذاشت
    روزمره نویسی کارِ سختیه من نتونستم انجامش بدم
    می زسه به ابزورد نویسی و این هنری هست که خودش رو نفی می کنه
    دلم برایِ پستهایِ مهربونت که توش آدم رو خطاب می کنه به اسمِ "تو" و به آدم یه حسِ هم چراغی و هم نشینی دست می ده
    انگار اگه دست دراز کنم می تونم لمست کنم

    ----------------------
    نه سنگ جان. ببین اینطوری ه.. "بهار سردی ه".. خب بعدش هم "گاهی".. یعنی بعضی وقتها سرد ه.
    من که همیشه خطاب به "تو" مینویسم.. بذار ببینم....................... خب اینم اینطوری ه. و اتفاقا برای اینکه برات نزدیک باشه مفردش میکنم.

    پاسخ دادنحذف
  5. سلام
    نگرانی نداره...
    سعی کن زیاد بهش فکر نکنی....
    کمی بی تفاوت باش
    موفق باشی

    --------------------------------
    سلام
    نگران نیستم.. یعنی زیاد نه
    ولی بی تفاوتی رو..... ازم برنمیاد
    مرسی

    پاسخ دادنحذف
  6. اول سلام...
    این که عصبانیت نداره پسر خوب....
    مثل خودشون ریلکس باش...
    رانندگی رو سعی کن بهتر کنی چونکه لازمه روز...
    خودم گواهی نامه دارم ولی ماشین ندارم.... گدااااااا شدم!!!

    پاسخ دادنحذف
  7. منم زیاد دل خوشی از رانندگی ندارم یه مدتیه که راحتم

    خوشبختانه خوبه اتفاق مهمی نیافتاد.

    پاسخ دادنحذف
  8. salam.man hlam khobe. eshtebah bardasht kardi.shayadam man bad neveshtam.
    mamnon.

    ------------------------
    سلام رضا جان
    خب پسر خوب این چه جور نوشتنه که من اشتباه برداشت کنم!؟ خودت یکبار نوشته ات رو بخون... آدم شوکه میشه.
    ولی خوشحالم که تو خوب ننوشتی.. من درست برداشت نکردم.. و حال تو خوب ه خوب ه.

    پاسخ دادنحذف
  9. شما چرا فکر میکنین من عصبانی ام!؟...
    چرا درست نمیخونین... اون قسمت اول که عصبانی ام موضوعش فرق میکنه... (این مربوط به روابطم با یه آدم بود) یعنی این جمله برای شما معنا نداره.."اووممم…. ولی من این رو نمیخواستم بگم که… میخوام یه جریان بی مزه تعریف کنم.".. یعنی ادامه مطلب یه موضوع متفاوت ه!
    واقعا آدمو ناامید میکنین.... به اون بدی هم ننوشتم که متوجه نشده باشین.

    پاسخ دادنحذف
  10. عصبانی که نه فقط ...
    :)
    وای رانندگی رو خیلی دوست دارم اما نه تو این شهر کرمون که باید مثل مورچه بری تا یهو نزنن بهت البته تو این شهر همه ی ماشین ها یه جاییشون صافکاری شده و این یعنی رانندگی خطرناک تر از هر چیزی تو این شهره ...
    بگذریم .
    ...
    کاش یه پسر مهربون به تور منم می خورد ;)

    ---------------------------
    پس کرمان هم مثل تهران ه. یه دوستی میگفت تو تهران باید زور! بزنی تا بری جلو... من زورم نمیرسید!!!!!!
    جریان این پسر مهربون چیه؟!.... منم میخوام

    پاسخ دادنحذف
  11. خوب عزيزم راننده بگير! من بيام؟

    -----------------
    آفرین...... فقط تو خواستی کمکم کنی آلفو جونم.. بیا.. یالا

    پاسخ دادنحذف
  12. هه هه هه...
    اگه توی ایران باشه طرف آدم رو بدبخت می کنه نه به خاطر دویست سیصد دلار بلکه به خاطر 20 یا 30 هزار تومن.
    وضع رانندگی من که به شدت خرابه. پارک کردن بخوره توی سرم. دور زدن هم درست و حسابی بلد نیستم!

    -------------------------
    بهراد جان فکر کنم بهتر باشه دوچرخه سواری کنیم!

    پاسخ دادنحذف
  13. سلام خوبی بهتر شدی خبری ازت نیست...کجایی

    -------------------------
    سلام
    مرسی
    خوب بودم.. خوبتر شدم
    همینجام..

    پاسخ دادنحذف