حالم دیگه داره از این وضعیت بهم میخوره!... از توضیح دادن.. توجیه کردن.. تحقیق کردن. من اصلا هیچ اجبار یا وظیفه ای برای روشن کردن ذهن دیگران از دنیای LGBT ندارم.. میفهمی!؟... وظیفه ندارم!.. به هیچکس مربوط نیست من چی دوست دارم و چی میخوام.
دوست عزیز... تو هر کاری هم که انجام بدی برای جاافتادن این مسایل.. بازم فرقی نمیکنه. همیشه مخالفهاش رو خواهد داشت.
شخصا تصمیم گرفتم هر کی در این مورد سوال کرد.. چه با نیت خوب چه بد (از جمع اکثریت!).. بزنم تو دهنش!!! (البته خانواده تا حدی مستثنی است)
بدم میاد از "اینجوری".. "درک کردن"... "نمیتونم بفهممت"... "مثلا چطوری"... "تو چه احساسی داری"....... از هر چی کلمه و جمله از این دست ه متنفرم.
خیلی دلشون میخواد بدونن... برن خودشون تحقیق کنن. اینترنت رو از کسی نگرفتن.
...... ........ ...
فعالیت برای اقلیتهای جنث.ی رو کاملا قبول دارم ولی فقط برای قبولوندن حقوق بی چون چرامون.
اجرای حقوق بشر دلیل و برهان نداره.
سلام خوبی هاملت جان اینکه عصبانی هستی که چرا بعضی اینگونه برخورد میکنند هم باید خوشحال بود چرا که دارن به این مسئله میرسند که ما ها با یه گرایش واحساسات متفاوت وجود داریم وباید براشون روشن کنیم که چه احساسی داریم
پاسخ دادنحذفچند روز پیش یکی از دوستان نزدیک که کمی از شرایط روحی وفکری من با خبر بود گفت چرا ازدواج نمیکنی میدونست که من گی هستم واین هم بگم برداشت افراد عادی از گی فقط کسیه که سکسی هستند ومن براش تو ضیح دادم که من همجنسگرا هستم هیچ حس سکسی به زن ندارم اون تعجب کرد گفت یعنی مشکل فیزیکی داری ببین افکار افراد جامعه تا چه اندازه ای در مورد ما کمه وناقص گفتم نه من مشکل فیزیکی ندارم من گرایشم فرق میکنه
وبراش توضیح دادم واون قانع شد
ولی باز هم گفنت که متاسفم که به چنین مشکلی مبتلا هستی وگفتم نه مشکل نیست من اونو پذیرفتم خب ببین چقدر در مورد ما ناقص وابتدایی فکر میکنن ولی این وظیفه ما هست که تبیین کنیم من اینکارو خیلی وقت شروع کردم البته به کسایی که اعتماد دارم واز هر راهی شده میگم حتی از شوخی
نمونه تو محل کار دو تا از همکار ها خیلی با هم نزدیکند وصمیمی یه گوشه دنج گیر اورده بودن وداشتن درد دل میکردن ومن به بقیه گفتم بچه ها ببینید عین مرغ عشقند ویکی گفت مرغ عشق به زن ومرد میگند من در جوابش گفتم مرغ عشق هم ممکنه همجنسگرا باشن وکلی خندیدم ولی من دارم غیر مستقیم اشاره میکنم وبه جرات میتونم بگم که اولین کسی هستم که کلمه همو سکشوالو تو اداره تو زبون بچه ها انداختم یکیشون گفت اصلا برای من قابل درک نیست که دو تا مرد با هم سکس داشته باشن بهش گفتم اگه از دلشون خبر داشته باشی برات قابل درک میشه خب ما داریم تو همچین جامعه ای زندگی میکنیم پس نباید عصبانی بشییم جای خوشحالیه که دارن ما رو به حساب میارن ومیگن که احساسشون برامون گنگه یعنی اونها دارن با انکار مون ما رو قبول میکنن پس باید کاری کنیم از انکار به درک کردن ما برسند وبعد ما رو قبول کنن شاید مرحله قبول کردن همجنسگرا وخیلییهای دیگه به سن ما کفاف نده واینو باید همیشه مد نظر داشته باش که هر مسئله ای یک مخالف ویک موافق داره این یک قانونه پس باید صبور بود موفق باشی دوستت دارم نیما هستم
---------------------
حرف شما متین... ولی من از علاقه!! پیدا کردن استریتهای محترم به مسایل ما ذوق زده نمیشم. اگه میخوان که بدونن به نفع خودشون ه... از تحجر خارج میشن!
مشکل ما همینجاس..اینکه دوس داریم به همه ثابت کنیم که جی هستیم!..وقتی با عشقت باشی و با هم خوش باشید دیگه لزومی نمیبینی که بخوای حرفتو به این و اون بگی و به دنبالش به دنبال اثبات خودت باشی.. :-)
پاسخ دادنحذفیوسف
---------------------
من نمیخوام چیزی رو ثابت کنم. میخواستم که بفهمن... خیال باطل... فهمیدن رو نمیشه به کسی یاد داد.
ولی حالا یوسف جان چه کنیم که عشقی نداریم!؟
هاملت جان ، پسر خوب ، بیخال حرف مردم ، ارزش نداره اینقدر خودتو اذیت کنیا ....
پاسخ دادنحذفمیگم الان چه حالی میشی اگه منم سوال اونا رو ازت بپرسم؟ :-))
-----------------------
تازه فهمیدم ارزش ناراحتی رو نداره... ندارن!
تو هر چی دلت میخواد بگو... تو خودی هستی... هاهاهاهاها
می فهمم چی میگی..
پاسخ دادنحذفکیا
-------------------
مرسی که میفهمی.
خوب.....
پاسخ دادنحذفمن هم فکر میکنم به اندازه کافی در این باره بحث شده...
پس بهتره که فقط به فکر تغییر قوانین باشیم...
دیگران اصلا مهم نیستن....
هر چی میخوان بگن بگن...
---------------------
موافقم.
باید قوانین اجرا بشه.... بزور!
رعایت حقوق بشر دلبخواهی نیست.... خوشبختانه
[...] طعم زندگی: هیچوقت پایانی وجود نداره.. هر پایان یه شروع تازه است 2010/04/19 by 5pesar پیوند به منبع [...]
پاسخ دادنحذفبا درود
پاسخ دادنحذفزندگی کردن من و تو خود اثباتی بر بودن گرایشاتمان هست.
بحث با افراد را کنار بگذار و بر زندگی و اهداف خودت متمرکز شو.
و خونسردی خودت حفظ کن
و به یاده ما باش که من اینجا حتی نمی تونم بحث کنم.
-------------------------
با درود رضای عزیز
دقیقا. میدونی این نظرم همیشه بوده که احتیاجی به حرف زدن نیست... زندگی واقعی خودمون کفایت میکنه. البته نظر و قضاوت دیگران اصلا اهمیت نداره.
فکر میکنم بنظرت این حرفها از خودخواهی باشه... ولی داریم سر بدیعیات بحث میکنیم... این نه خوب ه نه بد.... ولی خسته کننده و آزار دهنده ست. دلم میخواد برای همه شرایط جوری باشه که بتونن حرفشون رو بزنن... و راستش من اصلا مخالف تبادل نظر نیستم... ولی نه از این نوع که انگار به کسی توضیح بدهکاری.
سلام عزیزم
پاسخ دادنحذفچه خوب که نوشتی
و دموکراسی برقراره
این حست رو درک می کنم
توضیح واضحات از سخت ترین کارهای روی زمینه که نشون داده تاریخ انسان به انسان
وقتی توضیح واضحات داده می شه
که شخصی نخواد واضحات رو قبول کنه
حق داری عزیزم
حق داری
---------------------------
سلام سنگ جان
و اگه شخصی نخواد واضحات رو قبول کنه.. به خودش مربوط ه. منم میتونم واضحات اون رو قبول نکنم!
میدونی دارم یه روش دیگه ای رو امتحان میکنم. دارم ارزشهای خودشون رو به مسخره میگیرم... شاید کار جالبی نباشه ولی چیزی که عوض داره گله نداره!
قربون دهنت!!
پاسخ دادنحذفحالم ديگه به هم ميخوره كه من بايد كس كردن اونها رو بفهمم ولي اونها بايد بهم بگن "نمي تونم بفهممت"
خوب به درك ! نفهم ، نفهم!
اگه لغت بدي استفاده كردم ببخشيد براي اثرگذاري بيشتر لازم بود D:
-----------------------
این "نفهم ، نفهم! ".. خیلی باحال بود.
خواهش میکنم.. گاهی لازم ه.
خب نمی دونم چرا پارسال نگفتم و نمی دونمم چرا امسال دارم میگم .. اما بالاخره دارم میگم ..
پاسخ دادنحذفراستش بعد از اون ماجرا همه چیزو راحت میگیرم و زدم به تریپ بی خیالی .. بالاخره یه جوری میگذره دنیا .. :-)
----------------------------
گفتنش خوب ه... خب بخاطر این گفتم که تازه بعد از یک سال دارم.. داریم.. میشناسیمت.
البته تفاوت هست بین بیخیال "بودن" و به بیخیالی "زدن"... مواظب خودت باش.
نوشته هات رو دنبال میکنم.
فکر می کنم شما بیش از اندازه عصبانی شدید. ما در جامعه ای زندگی می کنیم که این برخوردها خیلی عادی و پیش و پا افتاده است. فقط باید تلاش کنیم که هر روز وضعیت بهتر بشه. نباید ناامید شد. همین که من و شما تونستیم خودمون رو بشناسیم، خیلی مهمه.
پاسخ دادنحذف-------------------------
متاسفانه این برخوردهایی که شما میگین خیلی عادی و پیش پا افتادن.. برام عادی نمیشن. من از اینکه یکی تو چشمام خیره بشه و بگه نمیتونم قبول کنم تو اینطوری!! هستی... حالم بهم میخوره.
البته ناامید هم نیستم.
خوشحالم که تحمل شما بیشتر از من ه.
اول اينكه: هيدرت خيلي خوشمزه به نظر ميآد.
پاسخ دادنحذفدوم: ممنون مي شم اگر وقتي كامنت مي دي با آدرس وبلاگ كامنت بدي كه بتونم از همونجا برات جواب بنويسم.
سوم: خوب عزيزم هر مبارزه اي سخته! اما به قول مادر ترزا به جاي مبارزه با چيزي از مخالفش حمايت كن!
-----------------------------------
اول اینکه... واقعا هم خوشمزه است!
دوم... چشم!!!
سوم... راستش اگه بخوام اینجوری برخورد کنم که میشم مادر ترزا نه هاملت!!! (هملت اعصاب مادر ترزا رو نداره متاسفانه)
سلام
پاسخ دادنحذفبابا منم رسول ... گفتم حالا دو تا اسم داشته باشم ... خودت که بهتر می دونی ...
من این هماغوشی توت فرنگی و شیر رو خیلی دوست دارم ... خوشمزست و ... خوب تحریکم می کنه ... !!!
منم بیشتر می گم خوب نمی تونن بعضی ها بپذیرن حالا هی بیا براشون از آفرینش بگو از این حرفا ... حقمون رو که بگیریم خودش خیلیه حالا راضی نمی شه به ...
---------------------
سلام فریان جانم
شناختم پسر...
؟؟؟؟........ یعنی چی که تحریکت میکنه!؟
فریان عزیزم باید سوالهای خودشون رو به خودشون برگردونی... والا اگه تونستن جواب بدن... نمیتونن!
چقدر جالب كه تو دقيقا نظر بر عكس من را داري من پسر ها را امن تر براي دوستي ميدانم تو دختر ها را !! به هر حال خوشحالم
پاسخ دادنحذفداشتم اين پستت را ميخواندم ديدم اين به ظاهر آنسان حسابي ناراحتت كردنند
ميداني ايرادشان چيست دوست دارند همه چيز را بدانند اما تجربه نميكنند ! و ياد نگرفته اند اگر ميخواهي مردمي را بشناسي بايد با روش آنها به دنيا نگاه كني اما اين ها ميخواهند با ديد خود نگاه كنند و عجيبه برايشان و هرگز هم درك نخواهند كرد ! و بزرگترين درسي كه هد كسي بايد قبل از قضاوت سوال و.... ياد بگيرد اينه هر كس را آن جور كه هست بپذير و قبول كن !
به هر حال مرسي !
----------------------
فکر کنم بسته به گرایش باشه.
دقیقا با حرفت موافقم. هیچوقت به خودشون زحمت این رو نمیدن که از دید ما به دنیا نگاه کنن..... واقعیتش یاد نگرفتن.
مرسی ازت